تصویر هدر بخش پست‌ها

⭐ستاره میراکلس⭐

وبلاگی پر از عکس،کمیک،جک میراکلس،تعوری، داستان و..... وقت درخشش میراکلسه!

Could you break my fall p7

| Felicia

ادامه ادامه ادامه آی ادامه

این پارت کمه ولی عفو کنید دیگه😅

🍫🍬🍫🍬🍫🍬🍫🍬🍫🍬🍫🍬🍫

صبح از خواب بیدار شدم،من تو تخت چیکار میکردم!؟
بلند شدم،تو اتاقی بودم که روز اول بهم داده بودن...
ولی من تا جایی که یادمه دیشب با فیلیکس فیلم میدیدم...
سرو وضعمو درست کردم و رفتم بیرون که مصادف شد با رد شدن فیلیکس از جلو در اتاق
☕صبح بخیر بریدجیت!
💌اوه،صبح بخیر😄
🌺همگی بیاین صبحونهههههه😲😲😲😲
🎤☂️اومدیم!😁😁
☕ماهم بریم؟
💌بریم!
داشتیم از پله ها میرفتیم طبقه پایین که مرینت با سرعت نور از کنارم رد شد و من پام سرخورد،داشتم اشهدمو میخوندم که از اینهمه پله میوفتم پایین ولی یکی منو گرفت،فیلیکس بود!
از بغلش اومدم بیرون...
☕خوبی!؟
💌وای آره،ممنون😅☺
🌺ببخشید بری😥
💌خواهش میکنم😄
☂️بیاین دیگه ضعف کردم🥺
🎤خجالت بکش،شکمو😑
☕آدرین بخدا اینهمه میخوری چاق میشی،خیر سرت مُدلی😬
💌بیخیالش،میایم الان😄👍
☂️بدویین دیگهههه😫😫😫
🌺ای کارد بخوره تو شکمت اومدیم دیگه😑
(رفتار یک خانم متشخص با رئیسش👆👌)
رفتیم پایین،فیلی کنار صندلی بالایی نشسته بود،آدرین کنارش،مرینتم نشست کنار رو به روی آدرین،منم جای دیگه نبود نشستم رو به روی فیلی چون قاعدتا صندلی بالایی مال فیلیکس بود😐
خلاصه همه تو سکوت و آرامش صبحونمونو خوردیم،نمیدونم چرا ما هنوز اینجاییم؟امروز که روز تعطیله خب پاشیم بریم دیگهه!
زنگ گوشی مرینت افکارمو بهم زد...
🌺جانم؟😊
👤...
🌺خوبم مرسی!بریم خوبه😗
👤...
🌺وااایی!!!باش بهش میگم😮
👤...
🌺نه مرسی☺
👤...
🌺بای😚
💌کی بود؟چیشد؟
🌺اگه میشه خصوصی باشیم😐👌
💌باشه،پاشو بریم تو حیاط!🙂
💌از بقیه عذرمیخوام😅
☕خواهش میکنم،راحت باشین😐👍
با مرینت رفتیم تو حیاط...
💌چیشده؟!
🌺لوکا زنگ زده،میگه ساختمون سازی انجام دادن،عمارت نشست کرده😶
ز💌جاااااان!یعنی چی؟زیرساخت اون عمارت کامل و محکمه چطور ممکنه؟😟
🌺بهرحال شهرداری خسارت رو قبول کرده ولی تا تعمیر عمارت ی یکسالی طول میکشه😣
💌وایی!...
🌺لوکا که یه خونه سر شرکت داره ولی اونجا از اینجا دور میشه نمیتونیم هرروز بریم بیایم تازه کوچیکم هست🙁
💌میگی چ کنم؟...🙄
🌺نمیدونم😞
💌🌺😞😞😞😞😞
🎤واااا،شما چرا ریختتون اینجوریه!؟
جریانو برای فیلیشیا تعریف کردیم که خیلی ریلکس گفت:
🎤اینکه غصه نداره،بیاین پیش ما بمونین،خیلیم خوش میگذره مثل دیروز😃
💌نه عزیز دلم نمیشه که ی سال پیش شما باشیم!
☂️چرا نشه؟این عمارت اونقدری بزرگ هست و اتاق که یه لشگر تو جا میشه👌
🌺ولی اینجوری مزاحمتون میشیم!
☂️🎤نه مراحمین😊
💌پس باید اجاررو حساب کنین!
☕حرفشم نزن!بودن شما ضرری نداره که تازه فایده هم داره اینجوری شیا از تنهایی درمیاد و دوتا همزبون هم برا خودش داره👍😐
🎤آره عالی میشه😃😃😃😃
💌🌺ممنون ولی...
☂️ممنون نداره دیگه اگه راحت باشی حله😉
💌🌺باشه😇
🎤آخجووووون😀😀😀😀
به فیلیکس با سر اشاره کردم و گفتم:
💌میشه صحبت کنیم؟
☕حتما...!
💌ببین فیایکس من نمیتونم ینو قبول کنم آخه...
☕آخه ماخه نداره،من شیا رو تاحالا انقدر خوشحال ندیده بودم!پس مشکلی نیست...
💌پس اجار...
☕همینکه شیا بعد اینهمه مدت انقدر ذوق کرده بسه✋
☂️بله،و اینجوری شد که یه فصل جدید تو زندگی هممون شروع شد🌺